امروزه یکی از مهمترین و شایع ترین اختلال روانی افسردگی  است. افراد افسرده خود را انسانهایی بی ارزش می پندارند و مدام خود را به خاطر وقوع حوادثی که هیچ نقشی در آن نداشته اند سرزنش می کنند. آنها اعتماد و عزت نفس خود را از دست می دهند,  گریه های مکرر میکنند,  نگران و مضطرب می شوند. البته همه ما در طول زندگی در دوره های کوتاه و بلند احساس غم و اندوه در مساعل مختلف میکنیم  ولی بیشتر ما قادر به مقابله با ان حوادث هستیم, اما وقتیکه این غم و اندوه بیش از اندازه عمیق شود انوقت منجر به بیماری افسردگی میگردد. وقتی که ما میگوییم که فردی افسرده است یعنی ان فرد دارای احساسات غم و اندوه است و علاقهاش را به شادی های زندگی از دست داده, احساس گناه و درماندگی میکند و گاهی حتی به فکر خود کشی هم میافتد. تحقیقات نشان داده شده که افسردگی علتهای مختلف دارد.

یکی از علتها ژنتیک و یا ارثی است. تحقیقاتی که بر روی دو قلوهای تک تخمی انجام گرفته نشانها وعوامل ژنتیکی در ان مشخص شده اما ژن بخصوصی در ان نقش نداره بلکه ترکیبی است از ژنهای مختلف. حتی دانشمندان چند ژن را که ممکن است با اختلالات دو قطبی افسردگی مربوط باشند را کشف کردند. البته تحقیقات نشان داده که اگر کسی دارای ژن افسردگی باشد ان دلیل بر مبتلا  شدن به بیماری افسردگی  نخواهد بود مگراینکه درمحیط استرس قرار داشته باشد.

یکی دیگر از علل مهم افسردگی تغییرات هورمونهای شیمیایی بنام سراتنون در مغز است که ارتباط بین سلولهای عصبی را برقرار میکنند و پایین رفتن میزان ان هورمونهای شیمیایی باعث میشوند که فرد حالات افسردگی پیدا کند.

عوامل اجتمایی , نا رضایتی از جامعه و عوامل مربوط به اجتماع میتوانند نقش مهمی در ایجاد افسردگی داشته باشند و حتی اعتماد به نفس پایین فرد , بد بینی , حساسیت در مورد استرس های زندگی , شخصیت وسواسی , شکست در زندگی و مرگ افراد نزدیک همه باعث ایجاد افسردگی میکنند.

مجققان باور دارند که استفاده طولانی برخی از داروها مانند داروی فشار خون , قرصهای خواب و یا قرصهای ضد حاملگی و حتی بیماریهای مختلفی مانند بیماریهای قلبی , سرطان , میگرن میتوانند در ایجاد افسردگی نقش داشته باشند.

افسردگی انواع مختلف دارد.

افسردگی فصلی  نوعی افسردگی است که در فصلهای پاییز و زمستان شروع میشود و در بهار و تابستان از بین میرود.

افسردگی پس از زایمان نوعی دیگر افسردگی است که در برخی مادران پس از بدنیا امدن نوزاد به ان مبتلا میشوند. این اختلال معمولاً در یک ماهه نخست پس از وضع حمل آغاز می‌شود و به تدریج از بین خواهد رفت و در مادرانی که از ناراحتیهای روحی پیشین رنج میبردند شدت ان بیشتر خواهد بود.

افسردگی درسالمندان به طور فزاینده ای افزایش یافته است.  بنابر آمار انجمن  ملی سلامت روان در آمریکا امروزه در حدود ۶۸ درصد سالمندان بالاتر از ۶۵ سال اطلاعات بسیار کم و محدودی از افسردگی دارند. ۵۸ درصد آنان فکر می‌کنند که با افزایش سن , دچار شدن به افسردگی طبیعی است و تنها ۲۸ درصد انان افسردگی را به عنوان یک مشکل سلامت روان در نظر می‌گیرند.

افسردگی در سالمندان ناشی از مرگ عزیزانی مثل همسر یا دوستان قدیمی است.  البته سوگ ناشی این گونه رویدادها کاملاً طبیعی است. سالمندان سوگمند بیشتر  تمایل دارند بر روی فرد متوفی تمرکز نمایند و علایم افسردگی آنان معمولاً  بسیار خفیف‌ تر از افرادی است که واقعاً دچار افسردگی هستند. سالمندان افسرده، بیشتر در درون خود فرو رفته و به خود فکر می‌کنند. آن‌ها غالباً احساس گناه و کمبود اعتماد به نفس می‌کنند. علائم شایع در افسردگی سالمندان شامل ناباوری ازگذشت سالهای از دست رفته میباشد که در ان  بهت‌زدگی و احساس پوچی همراه با اضطراب و بی‌خوابی و ناراحتی‌های  جسمی پدیدار میگردند.

افسردگی به سه دسته تقسیم میشود: افسردگی شدید . افسردگی خفیف و افسردگی دو قطبی

در افسردگی شدید بیمار افکار بسیار منفی نسبت به خود و آینده دارد. مشکلات تمرکز، مشکل خواب، مشکل درخوراک و کاهش توان جسمی و ذهنی پیدا میکند. در این اختلال فرد  بی علاقگی به انجام کارهایی که قبلاً از انجام آنها لذت می برده را دربر دارد.

تفکر و اندیشیدن در افراد مبتلا به افسرده گی شدید کند میشود و قدرت تصمیم گیری انها کاهش می یابد و احساساتشان بگونه ای برانگیخته می شود که مانع گریستن و اندوه طبیعی انها گردد  و حتی افکار خودکشی هم پیدا میکند.

افسردگی خفیف عبارت‌ است‌ از افسردگی‌ مزمن‌ همراه‌ با علایمی‌ که‌ خفیف‌ تراز علایم‌ دوره‌های‌ شدید افسردگی‌ هستند. شروع‌ افسردگی خفیفف‌ معمولاً بی‌ سروصدا است‌ و بسیاری‌ از افراد متوجه‌ تغییر در زندگی‌ خود نمی‌شوند ولی احساس غم و اندوه پیدا میکنند.

افسردگی دو قطبی ترکیبی است از علائم شیدایی و یا خوشحالی مضاعف , شیدایی خفیف و افسردگی. درمرحله شیدایی  اختلال دو قطبی فرد احساس افزایش انرژی شدید میکند که با خلاقیت و خوشحالی همراه است.  افرادی که در حال گذراندن دوراه شیدایی هستند زیاد حرف می زنند، خیلی کم می خوابند و فعالیت بیش از اندازه دارند. این افراد هم چنین احساس می کنند که بسیار قدرتمند و شکست ناپذیرند.

شیدایی خفیف شکل ملایم تری از شیدایی است. افرادی که در وضعیت شیدایی خفیف قرار دارند احساس شادی مضاعف می کنند، پرانرزی و فعال هستند اما قادر هستند از پس زندگی روزمره خود برآمده و هرگز از واقعیت دور نمی شوند و بعد در مرحله افسردگی فرد آنقدر احساس خستگی می

کند که نمی تواند از رختخواب بیرون بیاید و بی نهایت احساس بی ارزش بدون احساس تقصیر احساس تنفر و از خویش ناامیدی و پوچی میکند. مشکلات خواب و ناتوانی در لذت بردن انجام کارهایی روزانه را از دست میدهند و حتی افکاردر مورد  مرگ و خود کشی هم درشان بوجود میاید.

درمان افسردگی چگونه است؟

افسردگی را میتوان با دارو و مشاوره و یا هر دو معالجه کرد.

داروهای ضد افسردگی عدم تعادل هورمونهای  شیمیایی در مغز را اصلاح میکنند و معمولا بین یک یا دو هفته بعد از شروع دارو بیمار بهبودی را احساس خواهد کرد. ممکن است که دکتر از بیمار بخواهد که تا شش ماه یا بیشتر از دارو استفاده کند. وقتی د‌ارو پاسخ نمیدهد و یا شدت بیماری بالا است پزشکان ازد‌رمان با شوک الکتریکی استفاده میکنند. یعنی آزاد‌سازی هورمون‌های شیمیایی سراتنون در مغز برای بهبودی بیمار. شوک الکتریکی ممکن است د‌ر بیماران برای مد‌ت ۱ تا ۶ ماه بعد‌ از بهبود‌ی نقص د‌ر حافظه ایجاد‌ کند‌.

یکی دیگراز درمان افسردگی استفاده ازیک روش تحریک کننده مغناطیسی بنام ترانسکرانیال است.، که در آن یک میدان مغناطیسی را توسط یک دستگاه به پیشانی بیمار میبندند وان سیگنالها و یا امواج الکتریکی ضعیفی را به قشر جلو مغز میفرستند که باعث درمان افسردگی بیمار میشود.

یکی دیگر ازجدید ترین درمان افسردگی استفاده از دستگاه پیس میکر و یا وگوسنرو  است که به صورت جراحی در پشت گردن بیمار کاشته میشود و باعث تحریکهای الکتریکی در قشر جلو مغزمیشود و به درمان افسردگی کمک بسیارمیکند. در روان درمانی و یا تراپی روانشناس کمک میکند که بیمار افکار منفی را به مثبت تبدیل کند.

ورزش هم در درمان افسردگی و کنترل میزان استرس بسیار موثر است. همچنین پرهیز از موقعیت های پر استرس، انجام تکنیک های آرامش بخشی مثل تنفس عمیق ، یوگا و مدیتیشن می توانند در کنترل بیماری افسردگی مؤثر باشند.

محققان امریکایی در یک مطالعه تحقیقاتی جدید در رابطه با خدا , دعا و افسردگی که دربیمارستان مک لین درشهر بلمونت، ایالت ماساچوست انجام دادند ثابت کردند که ایمان به یک موجود بالاتر میتواند به میزان قابل توجهی کمک به درمان بیمارانی که مبتلا به بیماری افسردگی هستند کنند.

بنابراین حوادث گوناگون زندگی نیست که در بهم زدن روحیه ما تاثیر دارد بلکه بیشتر واکنشهای ذهنی ما در مقابل حوادث است.  ما باید این حقیت را باور کنیم که همه ما از لحاظ شخصیت مواجه با اشکال هستیم و همه در برابر موقعیتهای متغیری قرار میگیریم که حتی همین روز به روز زندگی کردن را توائم با مشکلات فراوان میسازد و هر اشکالی به خودی خود زیاد مهم و خطرناک نیست  بلکه مهم روشی است که ما برای حل ان اشکال اتخاذ میکنیم. یا بعبارت دیگر مهم چگونگی واکنش شخصی ما نسبت به حوادث است. بنابراین برای داشتن یک زندگی سالم ما باید در خودمان یک شخصیت مهربان پرورش دهیم که بتوانیم به یک زندگی سالم برسیم.

 دکتر مهرنگ خزاعی / روانشناس  بالینی