ما انسانها در طول زندگی با حوادث و سوانح مختلفی رو به رو می شویم که بعضی از آنها اثرات بسیار ناخوشایندی در روح و روان ما می گذارند و از نظر ذهنی درگیر انها می شویم، ولی پس از گذشت زمان به مرور انها را فراموش می کنیم و به زندگی عادی خود ادامه می دهیم. اما برای بعضی افراد ان حوادث و سوانح چنان در ذهن شان می ماند که انها احساس  ترس، درماندگی، وحشت، رفتارهای اشفته و بی‌قراری از خودشان بروز می‌دهند و مدام تلاش می‌کنند از یادآوری ان رویدادها و سوانح اجتناب کنند. اختلال استرس پس از سانحه یکی از پیچیده ترین و دردناکترین اختلال روانی است كه انسان‌ها در مقابل رويدادهای بسيار استرس‌زا يا آسيب‌زا از خود نشان می دهند. مثل تصادفات شدید رانندگی،که  شاهده مجروحیت یا کشته شدن افراد بودند. تحت تجاوز قرار گرفتن،در مقابل آزار یا سوء استفاده جنسی در دوران کودکی یا بزرگسالی قرار گرفتند، زندانی یا شکنجه شدن. شاهد مرگ عزیزان خود بودند. جنگ را تجربه کردند. و یا از سوانح طبیعی جان در بردن مانند سیل و زلزله  و سونامی، که اثر ان تجربیات و خاطرات سانحه چنان در ذهن شان قوی باقی مانده است که گاهی وقتها احساس می کنند در حال تجربه مجدد سانحه هستند. که نه تنها بر روان انها بلکه در جسمشان هم اثر می گذارد.

برای مثال که فردی در سانحه ای که شاهد آن بوده که یک نفر  پای خود را از دست داده است، ممکن است که در ناحیه پای خود احساس درد شدید کند چون شاهد ان سانحه دلخراش بوده است. و یا فردی که شاهد یک تصادف شدید رانندگی بوده از سوار شدن به ماشین می ترسد . حتی در بعضی افراد تغییرات جدی ذهنی ظاهر می شود (برای مثال فردی که شاهد سانحه بسیار دردناکی بوده است از شدت استرس بخش های از سانحه را به طور کل فراموش می کند و به هیچ وجه به خاطر نمی آورد که به ان اختلالات تجزیه ای یا گسستگی (Dissociative) می گویند. که فرد دچار از هم گسیختگی و تجزیه ذهنی می شود. این نوع اختلال به صورت ناگهانی یا تدریجی بروز می کند .چون این افراد در برابر رویدادهای بسیار تلخ و آسیب زا مانند رفتارهای خشونت آمیز ی بدنی یا جنسی قرار داشتند تلاش می کنند از تجزیه به عنوان یک مکانسیم دفاعی استفاده کنند. که دو یا چند هویت و حالات شخصیتی در فرد بوجود می اید که کنترل او را به دست می گیرند و باعث می شوند که فرد نتواند اطلاعات شخصی مهم خود را به یاد آورد.

جوانی بنام جان در کودکی مورد تحاوز جنسی، ازار و اذیت قرار گرفته بوده است. وقتی او ۱۲ ساله بود، بجرم شرکت در دزدی و جنایی دستگیر می شود و بعد محکوم به حبس خانگی در یک مزرعه می شود تا ۱۸ سالش شود. وقتی ۱۷ ساله بود، در مزرعه  مشغول به کار بود، در ان موقع یک مار بزرگ خود را دور بازوی چپ او می پیچد. ولی جان  را نیش نمی زند. ان جوان از وحشت زیاد حالات تشنج روانی پیدا می کند و از کمر به پایین فلج می شود. و افراد نزدیک را نمی شناسد. وقتی از حبس خانگی ازاد می شود به بیمارستان روانی فرستاده می شود. روان پزشکان تشخیص میدهتد که جان به اختلال تجزیه ای دچار شده. یعنی ان سو رفتارها و ازارهای جنسی و روحی دوران کودکی همه در ذهن ناخوداگاهش ضبط شده بوده است و وقتی که با وحشت گزیدن مار روبرو می شود تمام ان ترس ها دوباره بر می گردند و ان را فلج می کند و در او اختلال تجزیه ای بوجود می اورد.

یکی از مهمترین اختلال تجزیه ای مسخ شخصیت ( Depersonalization) است. که فرد بخاطر استرس های بسیار شدید احساس می کند که از بدن خوش خارج شده است.

بنابراین اختلال استرس پس از سانحه یک اختلالی جدی است و زندگی فرد را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد. علاوه بر آن، درصد قابل توجهی از افرادی که به این اختلال مبتلا هستند با اختلالات ذهنی دیگری مانند افسردگی، اختلالات شخصیتی، اختلال دوقطبی، خشمگین شدن و عصبانی شدن بی دلیل، مصرف مواد مخدر، مصرف الکل، مصرف انواع داروهای تجویزی نیز دست و پنجه نرم می کنند. و  احتمال خودکشی در انها زیاد دیده می شود.

حتی بسیاری از افراد از گرفتگی عضلانی در ناحیه گردن، پشت و شانه ها رنج میبرند. و علاعمی مانند، لرزش دست، تیک عصبی، سردرد، تحریک پذیری، اشکال در تمرکز، احساس خستگی ، بـه آسانی از جا پریدن. و از بیخوابی رنج میبرند. حتی واکنش های شدید دیگر در زمان یادآوری رویداد مثل تپش قلب ، تنفس سریع، حالت تهوع دارند. و این احساسات ادامه دارند. حتی به قدری افزایش می‌یابند و قدرتمند می‌گردند که زندگی عادی‌اش فرد را مختل می کنند.

چون وقتی انسان مورد تهاجم و یا تحت تأثیر فشارهای روانی قرار می گیرد، و یا فشار روانی از حد توان شخص بگذرد اختلال های رفتاری و هیجانی از ان بیرون میزند. و بخاطر شدت استرس نمي توانند آسيبی را که عامل بروز اختلال بوده را توجيه کنند. بنابراین هم آن را مي پذيرند و هم انکار مي کنند. تا سنگینی آسيبی که بر سرشان ريخته را بتوانند به نحوی توجیح کنند. برای مثال سربازانی که در جنگ شرکت می کنند. خیلی از انها از این اختلال رنج می برند. چون انها در طول جنگ استرس های فراوانی مانند صحنه های

خون، مرگ و انفجاراتی که رخ میدهد را می بینند. و ان مواد سمی و گازهای شیمیایی اثرات و عوارض بسیار مخربی روی سلسله اعصاب و دیگر عضوهای انها می گذارند. برای مثال در جنگ خلیج فارس بر ضد عراق که در سال ۱۹۹۰ شروع شد نزدیک به هفتصد هزار سرباز امریکایی در جنگ شرکت داشتند. که بیش از صد هزار سرباز پس از بازگشت دچار انواع و اقسام مشکلات روحی روانی شدند. از جمله تحریک پذیری، خستگی، فراموشی، و مشکل تمرکز داشتند که به ان سندرم جنگ خلیج فارس می گفتند. حتی وزارت دفاع امریکا گزارش کرده بود که بیش بیست هزار نفر از سربازانی که در منطقه های جنگی با سلاح های شیمیایی مواجه بودند، شیمیایی شدند و بر اثر سمّ شیمیایی ناشناخته ای دچار نقص حافظه و  فشار روانی، و عوارض جسمی مانند فشار خون، بالا  و  درد های عضلانی، و خستگی مزمن مبتلا شده بودند.

یکی دیگر از دردناکترین اختلال استرس پس از سانحه شکنجه است. شکنجه با اکثر انواع دیگر آسیب تفاوت دارد، چون به وسیله انسان و به صورت عمدی ایجاد میشود. که

میتواند اثرات مخرب روحی و هیجانی ایجاد کند که با عواقب ناشی از جنگ و سایر انواع آسیبها قابل مقایسه و حتی وخیمتر از آنها است. چون درد و رنج و عذابی که معمولاً با بیرحمی، سنگدلی، یا رفتار تحقیرآمیز یا تنبیه و مجازات همراه است اثرات بسیار اسیب زایی بر روح و روان فرد میگذارد که تا اخر عمر ان را با خود به همراه دارد.

افراد مبتلا به اختلال هراس پس از حادثه سه نوع مشكل اساسی از خودشان نشان مي‌دهند:

‌یکی تجربه مجدد خاطره‌ دردناك،که اين تجربه خاطرات است كه خارج از كنترل فرد هستند، مثل كابوس‌هاي شبانه یا (تجديد شدن خاطره به صورت بسيار زنده و روشن) كه به فرد مبتلا  اين احساس را می دهند كه گويی آن رويداد را دوباره از اول تجربه می كند. وقتي كه فرد چيزي می بيند يا می شنود كه ان را به ياد آن حادثه می اندازد، خاطرات دردناك وی دوباره زنده می شوند.

دوم اجتناب کردن از ياداوری اتفاقات، ناراحت كننده ای است،که تجربه کردند. انها سعی می كنند درباره‌ آن فكر نكنند. و از مکانها يا چيزهایی كه خاطراتشان را زنده كند نيز دوری می كنند. نسبت به سايرين احساس يا عاطفه‌ ندارند يا احساس جدایی و دوری از ديگران می كنند. و بعضی افراد برای تسكين درد يا ناراحتی شان به الكل يا مواد مخدر پناه می برند.

سوم علايم تنش جسمانی است. اين علايم مشکل در به خواب رفتن، تحريك‌پذيری يا خشم در بيشتر اوقات، تمركز حواس و احساس تنش يا گارد گرفتن در مقابل ديگران می شود.

آن‌ها درباره‌ ضربه‌ روحی كه به آن‌ها وارد شده‌ است فكر می كنند تا بتوانند دركش كنند. اما فكر كردن درباره‌ آن خاطره باعث می شود خاطرات و احساسات ناخوشايند و دردناك برگردند. و اين خود باعث می شود كه از فكر كردن درباره‌ آن واقعه‌ دردناك طفره بروند. اين افراد به جای آرامش يافتن، در فاصله بين به خاطر آوردن يا تلاش برای فراموش كردن نوسان می كنند.

دانشمندان روانشناس باور دارند که این ترس ها و اضطرابات توانایی انها را در مقابله با حوادث زندگی از بین می برند. و چون نمی تواند با انها مقابله کنند حالت عصبی، اضطراب و افسردگی پیدا می کند. احساس خوبی در باره خودش ندارد که بتواند با انها روبرو شود. برای این است که توانایی مقابله با انها را از دست می دهد.

دیگر بخاطر انکار است که فرد بجای اینکه ریشه درد و مشکلات را پیدا کند سعی می کند که انها را در ضمیر ناخوداگاهش پنهان کند و از وردو ان به قسمت هشیار ذهنش جلوگیری می کند. در اینصورت اضطراب و نگرانیهای ان پیدا نیست ولی عوارض ان مثل بی حوصلگی، خستگی، بی قراری، افسردگی، بی اشتهایی، عدم تمرکز فکری، حرف زدنهای نا ارام و ناامید کننده، خشم و عصبانیت نسبت به دیگران و خودشان را نشان می دهند.

اختلال استرس پس از سانحه چگونه درمان می شود؟

درمان این بیماری در سابق خیلی دشوار بنظر می رسید ، ولی با پیشرفت تکنیکهای روان پزشکی و روان شناختی، به درمان این بیماری کمک شده است. هدف از درمان این اختلال کاهش نشانه‌های جسمانی و احساسی و روحی فرد برای مقابله با وقایع ازار دهنده ای که تجربه کرده است.

در روان درمانی روانشناس بر روی آن حادثه ناگوار که فرد از ان رنج می برد تمرکز می کنند. چون بیمار نمی تواند انچه برایش اتفاق افتاده را تغییر دهد و یا فراموش کند. اما می تواند یاد بگیرید طور دیگری درباره آن فکر کند. و قادر باشید آنچه را که اتفاق افتاده است تا آنجایی که ممکن است بدون اینکه دچار وحشت و اضطراب شود به خاطر بیاورد و با ان ها روبرو شود. که ذهنش با ان خاطرات به حالت طبیعی برخورد کند.

روانشناس در دو مرحله تکنیکهایی را روی بیمار انجام می دهد. اول به بیمار كمك می كند تا داستان اتفاقی كه رويی داده‌ است را دوباره تعريف كند. او با قرار دادن بیمار در معرض واقعه آسیبزایی که از ان رنج می برد. با روشهای تجسمی یا مواجه سازی بیمار با ان صجنه دلخراش و ازار دهنده که در ذهنش زنده است به بیمار کمک می کند به تدریج ترسش فرو می ریزد و ان واقعه اهمیت خودش را یواش یواش از دست می دهد.

و بعد با روشهای درمان شناختی رفتاری برای کاهش فشار روانی (استرس) به بیمار یاد داده می شود که افکار منفی را به مثبت تبدیل کند. در ان موقع وقایع ازار دهنده کمتر استرس زا می شوند و بیشتر قابل کنترل می گردند. بیمار احساس بهتری پیدا می کند.

روش دیگر آرامش بخشی- relaxation است.که تمرکز بروی ارامش و ری لکس کردن عضلات است. تکنیک دیگر حساسیت زدایی و بازپردازش حرکت چشم یا (EMDR) است که نتیجه بسیار موثر دارد. در حساسیتزدایی و بازپردازش حرکات چشم بیمار در حین اینکه تصویری از تجربه آسیبزا را در ذهن خود نگاه داشته است، بر روی حرکات جانبی انگشت روانشناس تمرکز میکند. و این تکنیک برای این است که وقتی بیمار در حالت آرامسازی عمیق قرار دارد، میتوان رویداد آسیبزا را بینش یابی کند و از این طریق علایم خود را از بین ببرد.

نوعی درمان شناختی  رفتاری است که بیمار در آن تجارب فاجعه آمیز را مجددا برای خود یادآوری می‌کند و یا اینکه در معرض موضوعات یا موقعیت‌هایی که باعث اضطراب می‌شود، قرار می‌گیرید. که به ان روش قصد متناقضد می گویند. که در آن بیمار  تشویق می‌شود، درست همان كارهایی را انجام دهد كه از آنها می‌ترسد  که در مورد الگوی ترس ، اظطراب و وسواس اجباری است یعنی بیماری كه دچار هراس بیمارگونه است و با ترسهای خود و وسواس اجباری خود مبارزه می کند؛ در این صورت در مواجه شدن با ان تحربیات  ناخوشایند ترس‌هایش به تدریج کم می‌شوند و در شرایطی که سابقا ترس آور و اضطراب زا بوده، احساس راحتی میکند. این موضوع در درمان بیماری بسیار موفقیت آمیز بوده است.

در گروه درمانی روانشناس به بیمار اجازه می دهد که در افکار، ترس‌ها، و احساسات افراد دیگری که حوادث مشابه فاجعه باری را تجربه کرده اند با دیگر اعضای گروه مشارکت کنند.

در دارو درمانی قرص های ضد افسردگی که باعث کاهش شدت علائم اختلال می شوند و در رفع علائم افسردگی که به طور همزمان با اضطراب حضور دارند، موثر واقع میشوند. از سوی دیگر داروهای ضد اضطراب هم همزمان باید استفاده شوند.

بسیاری از کسانی که از اختلال استرس پس از سانحه رنج میبرند، برای مقابله با خاطرات رنج آور رویداد آسیبزا به الکل و مواد مخدر پناه می برند.ولی الکل و مواد اضطراب و افسردگی را تشدید میکننـد. و اثرهای زیانبخشی به سلامتی فرد وارد می کنند.

در حال حاضر تلاشهای گسترده ای در سطح جهانی برای  درمان اختلال استرس پس از حادثه در دست تحقیق است برای اثرات درازمدت آسیب ها، و زندگی بیمارانی که به ان مبتلا هستند. چون برای افراد مبتلا به  اختلال استرس پس از سانحه زمان حال مهم نیست، مهم این است که این موقعیت چه شباهتی به موقعیتهای قبلی که تجربه کرده اند دارد. چون بیشتر انها بیشتر تصمیمات زندگیشان  بر اساس خاطرات و تجربیات گذشته است. و هر چه تجربه دردناکتر باشد زمان حالشان دردناکتر است.

میگویند هرقلبی دردی دارد  فقط نحوه ابراز ان متفاوت است… بعضی ها انرو در  چشمانشان پنهان می کنند.  بعضی ها هم در لبخندشان!!

ما وقتی کسی را می بینیم که به یک بیماری جسمی مبتلا است ناخود اگاه احساس تاسف و همدردی برایش می کنیم برای اینکه ان را می بینیم. ولی افرادی که به بیماریهای روحی روانی مبتلا هستند و ما از درون انها خبر نداریم که چه رنجی می کشند برایشان احساس همدردی نمی کنیم و حتی رفتار انها را نا عادلانه قضاوب می کنیم ..

ولی اگر ما یاد بگیریم که افراد را همانطور که هستند قبولشان کنیم… باورشان داشته باشیم و تحملشان کنیم انسانهای بهتری خواهیم بود. برای اینکه انها نمی توانند مثل ما باشند و ان دردی را که انها در درون دارند برای ما فهمیدنش قابل درک نسیت.

دکتر مهرنگ خزاعی – روانشناس بالینی

 

Post traumatic stress disorder. In: Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders DSM-5. 5th ed. Arlington, Va.: American Psychiatric Association; 2013. http://www.psychiatryonline.org. Accessed Nov. 5, 2013.

What is post traumatic stress disorder (PTSD)? National Alliance on Mental Illness. http://www.nami.org/Template.cfm?Section=posttraumatic_stress_disorder. Accessed Nov. 5, 2013.Stress disorders. Merck Manual for Health Care

Professionals. http://www.merckmanuals.com/professional/psychiatric_disorders/anxiety_disorders/stress_disorders.html?qt=PTSD&alt=sh. Accessed Nov. 5, 2013.