ایا شما تا بحال عاشق کسی بودید که در ان عشق شکست بخوردید و ان یار به شما بی وفایی کند!! هر کس را که می بینید از درد شکست عشقی‌تان میگویید. از بیوفایی یار .. از دردها .. غم و غصه ها و چراهایی که هنوز بی جواب پشت درد عشق برایتان مانده و افکارتان را مشغول کرده است.

وقتي ما كسی را دوست داريم ارزش زيادی برای آن شخص قائليم. چون انتخابش كرده ايم… دوستش داریم… و ان انتخاب به ما یک احساس ارامش و لطیف میدهد که برایمان بسیار لذت بخش است, که ان میتواند بهترین تجربه  زندگیتامان باشد.ولی بعد از مدتی یک اتفاق عجیبی میافتد زمانی که ما غرق در عشق ورزیدن هستیم و همه چيز به خوبی و زیبایی میگذرد. ناگهان ان یار و یا معشوق احساس و رفتار دیگری از خود بروز میدهد که ما را شگفت زده میکند و یک حالت سر در گمی در ما ایجاد میشود که شیرینی عشق را به تلخی تبدیل میکند و باعث دلشکستگی در ما میشود, که ان اغاز

درد عشق است که گاهی اوقات زندگی عاشق را چنان بهم میریزد که قصه های تلخ ان روایت همه میشود و انتقام عاشق از معشوق داستانهای هزار ساله دارد. چون نه شنیدن از معشوق یکی از دردآورترین اتفاقاتی است که هر فردی می‌تواند آن را در زندگی خود تجربه کند، و زندگی برخی از افراد را یکباره به هم بریزد، انچنان که اگر او تا دیروز فردی شاد و پر انرژی بود به فردی غمگین, آشفته و افسرده تبدیل خواهد شد. که قادر به انجام کارهای روزمره خود نخواهد بود.

دانشمندان روانشناس معتقدند شدت درد جدایی در عشق تقریبا به همان اندازه است که در زمان شادی عاشق بودن است. افرادی که عشق را تجربه میکنند و بعد درعشق شکست میخورند, دو حس به شدید‌ترین شکل خوددر او بوجود می‌اید. که ان خشم و ناامیدی است. این دو احساس در دو فاز مختلف به سراغ فرد می‌آیند. یکی بعد از جدایی که خشم یا اعتراض است که چرا در عشق شکست خورده و معشوق او را رها کردهاست. و دیگر زمانی است که ان شخص سعی می‌کند که یار از دست رفته خود را دوباره به دست بیاورد. و ان یار سابق محور زندگیش می‌شود و حس عشق باز قوی‌تر برمی‌گردد. وقتی نمیتواند او را به دست بیاورد و ناامید میشود, احساس خشم و نفرت در درونش دوباره بوجود میاید.فرد عاشق در این دوره احساسی شکست عشقی از نظر شخصیت‌ ضعیف میشود و اعتماد به نفس‌ در او پایین میاید بطوری که کوچک‌ترین طرد شدن را به معنای از دست دادن زندگیش تعبیر می‌کند. و تاب کنار آمدن با ناکامی‌های دیگر را ندارد.

دانشمندان معتقدند دلیل اصلی دشوار بودن جدایی و شکست عشقی در مغز انسان نفهته است. تحقیقات نشان می‌دهد افرادی که دچار این حالت می‌شوند مشابه با اشخاصی هستند که برای ترک اعتیاد تلاش می‌کنند. احساس علاقه می‌تواند مانند یک اعتیاد قدرتمند در بدن انسان شکل بگیرد, که جدایی تاثیرات بسیار مخربی روی  ذهن و روان انسان‌ها داشته باشد.ولی هرچه زمان بیشتری از جدایی بگذرد به همان اندازه فعالیت بخش‌های مرتبط در مغز کاهش پیدا کرده و از شدت علاقه فرد کم میشود.

همانطور گذشت زمان سبب می‌شود که فرد عاشق بتواند منطقی‌تر در مورد گذشته خود بیندشید و خوبی‌ها و بدی‌های آن را بهتر بسنجد. وبهتر در مورد گذشته خود قضاوت کند.

پروفسورهلن فیشر انسان شناس, در تحقیقات خود در مورد عشق باور دارداحساسات عاشقانه به خاطر فعل و  انفالات ترشحات هورمونی در مغز انسان است.اوباور دارد مردمی كه عاشق میشوند یک نيروی قوی را در خود احساس مي كنند كه باعث كشش انها به طرف مقابل میشود.اين نيرو، در مغز ما بخاطر ترشح هورمونهایی است بنام سراتونن, دوپامین, اکسیدوسین که در ما احساس عشق بوجود میاورد.خانم فیشر میگویدقسمتهای مختلف مغز که مسئول احساس عشق، رابطه، دوستی و هوس هستند می توانند موازی هم عمل کنند. ما حتی قادریم با کسی زندگی کنیم و در عین حال عاشق شخص دیگری شویم. چرا که این کار یک استراتژی دوبل برای تولید مثل به حساب می آید. حتی در رابطه های موفق نیز، وقتی ما شب ها دررختخواب خوابیده ایم از خود سوال می کنیم که آیا می توانستم انتخاب بهتری داشته باشم.و یا به کس دیگری فکر کنیم. و این یک نیروی تخریب کننده مغز است.هلن فیشر, طبق تحقیقات خود مدت رابطه عشقی را بین هجده ماه تا سه سال ارزیابی کرده است. البته اگر در برابر رابطه عشقی موانعی وجود نداشته  باشد،این مدت زمان می تواند طولانی تر هم شود. و این نیز از خصوصیات سیستم ترشحی دوپامین در مغز است.

به هنگام شکست در عشق چه باید کرد؟

شکست عاطفی یکی از دردآورترین اتفاقاتی است که ممکن است برای هر کسی رخ دهد وما میتوانیم از این شکست بعنوان یک نوع خود شناسی و تجربه استفاده کنیم. چون شکست عشقی آدم را با خودش، عواطفش و فکرهایش روبرو می‌کند. ان فرصتی میشود که به ضعفهای خود اگاه شود. در بعضیاوقات روبرو شدن و اگاهی به مشکلات و ضعفهای درونی باعث میشود که ما بتوانیم به خودمان و افکار و رفتارمان بهتر بیندیشیم که در رابطه های بعدی ان اشتباهات گذشته را تکرار نکنیمو بتوانیم یک رابطه قشنگ با فردی که ما را بخاطر خودمان دوست داشته باشه داشته باشیم. .

این روبرویی و اگاهی به رفتار خود, هم می‌تواند ما را افسرده‌ کند و هم میتواند سازنده باشد. برای در جدایی زمان,  بهترین دارو است. هرچه زمان بیش‌تری از جدایی می‌گذرد به همان اندازه فعالیتهای احساسی در مغز رو به کاهش میرود بطوری که در مدت زمان, ممکن است از شدت علاقه به ان یار سابق کم شود. چونگذشت زمان باعث  می‌شود فرد بتواند منطقی‌تر در مورد گذشته خود بیندشید و خوبی‌ها و بدی‌های آن را بهتر بسنجد و بهتر در مورد گذشته خود قضاوت کند.

محققان باور دارند صحبت کردن در مورد شکست عشق یکی از بهترین روش‌ها برای کاهش اثرات آن است. چون با این کار شرایطی برای مغز فراهم می‌شود که می‌تواند بهتر در این مورد تفکر کند و روش‌های موثری برای کنار آمدن با آن پیدا کند.فردی که در عشق شکست میخورد باید مراحل احساسی را طی کند تا بتواند به ارامش برسد. درست مثل کسی که عزیزی را در مرگ از دست دادهاست.که به ان مراحل سوگواریمیکویند. و ان در چند مرحله انجام میشود. مرحله اول انکار است. به این معنی کهان فرد باور و قبول اینکه رابطه ای را که با یک نفر داشته که برایش عزیز بوده.. دوستش داشته.. بهش اعتماد داشته دیگر تمام شده است.

و بعد مرحله ناامیدی و غماست, به این معنی که فرد احساس تنهایی, دلتنگی و گریه های مکرر میکند. در فکر و خیالش نیاز بسیار شدیدی به برقراری ارتباط با شریک عشقی سابقخود احساس میکند. خواب ندارد.و یک احساس غم وناامیدی میکند.

بعد در یک مرحله احساسی قرار میگیرد که تصور زندگی بدون ان یار برایش احساس وحشت بهمراه میاورد. ترس از این دارد که دیگر نتواند عشقی مانند شریک سابق خود پیدا کند و احساس خوشبختی کند.خشم و عصبانیت دربرابر شریک عشقی گذشته خود دارد. احساس تقصیر و گناه میکند.

دائم به این فکر استکه چه کاری کرده که باعث این جدایی شده. و تلاش میکند که از شریک عشقی سابقخود فرصتی دوباره برای ایجاد رابطه تقاضا کند.

احساسحسادت میکند و در خیال خود ان تصور را که شریک عشقی سابق با شخصی جدیدی رابطهداشته باشد در او احساس غم و حسادت ایجاد میکند.  و بعد در یک حالت سر در گمی میماند و زندگی بدون ان یار، بی معنی و عجیب به نظرش می آید.

برای بهبودی شکست عشقی چه باید کرد؟

برای بهبودی شکست عشقی بهتر است که از خانواده و دوستان کمک بگیرید. حمایتهایاجتماعی یکی ازمهمترین فاکتورها در کنار آمدن بااین فقدان است. از دوستان و افرادی که به حرفهایتان گوش می دهند و به شما برای ادامه زندگی انگیزه می دهند کمک بگیرید. گذراندن وقت با دیگران ممکن است که در ابتدای کار برایتان دشوار باشد اما کمکتان میکند بفهمید که کسان دیگری هم در زندگیتان هستند که نگران شما باشند و حمایتتان میکنند.

به دنبال راه هایی برای پایان دادن به رابطه باشید. ارتباط مداوم با شریک عشقی سابق باعث می شود که ان دردها دوباره تازه بشوند و بهبودی به تاخیر بیفتد و به حس عزت نفستان هم لطمه بخورد. نوشتن نامه خداحافظی، و گذاشتن همه عکس ها و نامه ها و همه یادبودهای رابطه قبلی در یک جعبه مجزا می تواند به پیشرفت روند فراموش کردن شما کمک کند.

در زندگیتان تغییر ایجاد کنید و فعالیت ها و رابطه های جدیدی در زندگیتان ایجاد کنید. کارهایی انجام دهید که شما را یاد عشق قدیم یتان نیندازد. برنامه های جدید با دوستان و خانواده بگذارید. در فعالیت هایی شرکت کنید که به بهبودی شما کمک می کند. نزد روانشناس بروید و درمورد احساساتتان با او صحبت کنید.روانشناسخیلی به شما در گذراندن مرحله شکست عشقی کمک میکند.شکست در عشق هیچ راه فراری برای تجربه نکردن آن درد احساسی بعد از برهم خوردن رابطه وجود ندارد. و شما باید ان مراحل سوگواری عشق را بگذرانید که بعد بتوانید دوباره یک رابطه سالم با فرد دیگری برقرار کنید.

دکتر مهرنگ خزاعی  روانشناس بالینی

Fisher, Helen (2004). Why We Love the Nature and Chemistry of Romantic Love. Henry Holt and Company. ISBN0-8050-6913-5