افسردگی چیست؟

امروزه یکی از مهمترین و شایع ترین اختلال روانی افسردگی است. افراد افسرده خود را انسانهایی بی ارزش می دانند. احساس گناه و درماندگی می کنند. اعتماد نفس خود را از دست می دهند. گریه های مکرر می کنند، و نگران و مضطرب می شوند.

افسردگی علتهای مختلف دارد، یکی از علتها ژنتیک و یا ارثی است. تحقیقاتی که بر روی

دو قلوهای تک تخمی انجام گرفته نشانها و عوامل ژنتیکی در ان مشخص شده است. اما ژن بخصوصی در ان نقش نداره بلکه ترکیبی است از ژنهای مختلف.

یکی دیگر از علل مهم افسردگی تغییرات هورمونهای شیمیایی بنام سراتنون در مغز است که پایین رفتن میزان این هورمونها باعث می شود که فرد حالات افسردگی پیدا کند.

عوامل اجتمایی، استرس ها و نا رضایتی از جامعه می توانند نقش مهمی در ایجاد افسردگی داشته باشد. شکست در زندگی و مرگ افراد نزدیک باعث ایجاد افسردگی می شود.

مجققان باور دارند که استفاده طولانی برخی از داروها مانند داروی فشار خون و قرص های خواب و بیماری های مختلفی مانند بیماری های قلبی و عروق، سرطان، میگرن  می توانند در ایجاد افسردگی نقش داشته باشند.

افسردگی به سه دسته تقسیم می شود: افسردگی شدید. افسردگی خفیف و افسردگی دو قطبی است.

در افسردگی شدید بیمار افکار بسیار منفی نسبت به خود و آینده دارد. مشکل تمرکز، مشکل خواب، مشکل در خوراک و کاهش توان جسمی و ذهنی پیدا می کند. در افسردگی شدید فرد بی علاقگی به انجام کارهای روزانه دارد. تفکر و اندیشیدن در این افراد کند می شود. و قدرت تصمیم گیری انها کاهش می یابد و احساساتشان غم به گونه ای برانگیخته می شود که حتی افکار خودکشی هم پیدا می کنند.

افسردگی خفیف نوعی افسردگی‌ مزمن‌ است همراه‌ با علایمی‌ که‌ خفیف‌ تر از علایم‌ دوره‌های‌ شدید افسردگی‌ هستند. شروع‌ افسردگی خفیفف‌ معمولاً بی‌ سر و صدا است‌ و بسیاری‌ از افراد متوجه‌ تغییر در زندگی‌ خود نمی‌شوند ولی احساس غم و اندوه پیدا می کنند.

افسردگی دو قطبی ترکیبی است از علائم شیدایی و افسردگی. درمرحله شیدایی بیمار احساس افزایش انرژی شدید می کند که با خلاقیت و خوشحالی همراه است.  افرادی که در حال گذراندن دوراه شیدایی هستند زیاد حرف می زنند،و خیلی کم می خوابند و فعالیت بیش از اندازه دارند. این افراد در دوره شیدایی احساس می کنند که بسیار قدرتمند و شکست ناپذیرند.

در مرحله افسردگی بیمار احساس خستگی شدید می کند. و نمی تواند از رختخواب بیرون بیاید و احساس بی ارزش بدون، احساس تقصیر، احساس تنفر و از خویش ناامیدی و پوچی می کند. مشکلات خواب دارد و ناتوانی در لذت بردن از کارهای روزانه است. و حتی افکار خود کشی هم در بیمار بوجود می اید.

افسردگی را میتوان با دارو و روان درمانی و یا هر دو معالجه کرد.

داروهای ضد افسردگی عدم تعادل هورمونهای شیمیایی در مغز را اصلاح می کنند و معمولا بین دو هفته بعد از شروع دارو بیمار بهبودی را احساس خواهد کرد. وقتی د‌ارو پاسخ نمی دهد و یا شدت بیماری بالا است پزشکان از د‌رمان با شوک الکتریکی استفاده می کنند.

یکی از درمان های افسردگی استفاده از یک روش تحریک کننده مغناطیسی بنام ترانسکرانیال Transcranial magnetic stimulation (TMS) است، که در آن یک میدان مغناطیسی را توسط دستگاهی به پیشانی بیمار وصل می کنند. و ان دستگاه امواج الکتریکی ضعیفی را به قشر جلو مغز می فرستد که باعث درمان افسردگی در بیمار   می شود.

یکی از جدید ترین درمان افسردگی استفاده از دستگاهی است بنام وگوسنرو

    که به صورت جراحی در پشت گردن بیمار کاشته Vagus nerve stimulation (VNS )

می شود و باعث تحریکهای الکتریکی در قشر جلو مغز می شود. و به درمان افسردگی کمک بسیار می کند.

 در روان درمانی روانشناس کمک می کند که بیمار افکار منفی را به مثبت تبدیل کند.

ورزش در درمان افسردگی و کنترل میزان استرس بسیار موثر است. همچنین پرهیز از موقعیت های پر استرس، انجام تکنیک های آرامش بخشی مانند تنفس عمیق، یوگا و مدیتیشن می توانند در کنترل بیماری افسردگی مؤثر باشند.

 دکتر مهرنگ خزاعی روانشناس بالینی